تبليغاتX
می نگارم برای وظیفه ام!

می نگارم برای وظیفه ام!

تحلیل و خبر

مطلبی در رضایت نمایندگان خودخوانده ی افکار عمومی از مشایی!

این روزها اخبار یکی پس از دیگری جذاب تر می شود و ما همچون دعوت شدگان به مجلس تئاتر هنوز این پرده تمام نشده میزبان دیگری می شویم. دیروز فرزندان مردم را به خیابان ها می کشاندند و به رقص مرگ می خواندنشان امروز در حاشیه امن دولت را رسمی می خوانند و هیچ کس هم به دنبال تاوان جانهای از بدن رفته نیست! چند روز قبل خبر دفاع مشایی از خودش را در رسانه ها خواندم. این هم یک روش است یکی صدایش را در عتراض به دیگری آنقدر بالا می برد که آرام آرام نمایندگی افکار عمومی را برای پیگیری موضوع کسب می کند (همچون احمدی نژاد در پیگیری مسائل هاشمی) سپس سر بزنگاه موضوع را منحرف می نماید(اساسنامه دانشگاه آزاد همین دو سه روز پیش تصویب شد،راستی جاسبی کارش به کجا رسید؟).

شاید حکایت شجونی را هم بتوان به همین صحنه آرایی شبیه کرد. به یک باره در اوج اعتراضات بدنه روحانیت به مشایی صدایش را از همه بلند تر نمودند و دفعتا روئین ترین اسفندیار دعوتش را اجابت نمود و در جمع وعاظ تهران به یک باره همه را قانع نمود! و تازه این جلسه را تا آنجا ابهام زدا دید که وعده استمرار منظم آن را نیز داده است!

اینکه چگونه مشایی از میان این همه منتقد و در این مدت مدید انتقادات از وی که سابقه آن ها به قبل از دولت نهم می رسد ،تنها حاضر به دیدار با شجونی و دوستان شده ، خود داستانی است جالب ولی جالبتر شنیدن پاسخ مشایی است به سوالاتی که نمی دانیم چه بوده ، پاسخی که روحانیون را تا سرحد طلب حلالیت از وی پیش برده است.

 بگذریم که این نیز بگذرد؛ اما مثلا فکر می کنید آیا شجونی و شرکاء از مشایی پرسیده اند که چگونه دوره اسلام گرایی به پایان رسیده است؟ و باز چه تصوری برای پاسخ مشایی ارائه می کنید؟ یا به عنوان نمونه زمانی که مشایی (به نقل از ایلنا) در آن جلسه می گوید عامل اصلی مشکلات بشرییت به خاطر دور شدن از توحید است آیا یکی از آن وعاظ نپرسیده است که کجای تصویری که تورات و انجیل و قرآن از خداوند ارائه می دهند با هم همپوشانی دارد که تو دم از وحدت بشریت در سایه توحید می زنی؟ گویی روحانیون داستان ما اسیر آنچنان اسیر هاله نور مشایی شده اند که فراموش کرده اند تا از او بپرسند کدام توحید؟مگر آنها خدا را به وحدانیت قبول دارند که عیسی را فرزند او و روح القدس را شریکش می خوانند؟البته شجونی است و دوستان ، انتظاری بیش از این نمی رود...

تنها می خواهم دو سوال در برابر دو ادعای او قرار دهم اول آنکه وی مدعی دستکاری تصویر وی با هدیه تهرانی شده است.چگونه این را باور کنیم؟  زمانی که دستگاه تحت امر او اگر کسی نسبت به بیگانگان افشا گری کند از او شکایت می کنند تا یادآور کاپیتولاسیون باشند و زمانی که سایت ایرانیوز را به خاطر بازنشر فیلم حضور او در مجلس رقص فیلتر کردند کدامین شخص موهوم توانسته این کار را انجام دهد؟چرا او را معرفی نمی کنند؟این ادعای او دقیقا ارزشی برابر با نفی آن دارد چرا که یا باید او ادله فنی این دستکاری را ارائه دهد یا ....! بیایید کار را راحت کنیم فیلم حضور و بازدید این قله فکری از نمایشگاه هدیه تهرانی را پخش کنند تا مشت محکمی بر دهان یاوه گویان گردد.(بماند عدم تکذیب کمکهای میلیونی او به تهرانی و نیز عدم تکذیب دیدارش با حبیب!خواننده لوس آنجلسی!)

سوال دیگرم به این سخن مشایی در آن جلسه معطوف است :" کسی حرفهای ما نقد نکرده است بلکه معمولا ما با واکنش با در برابر سخنان غلطی که به دورغ به بنده نسبت داده می شود مواجه هستیم." اولا باز باید گفت کدامین افراد این مطالب کذب را به شما نسبت می دهند در حالی که تا مسئولان سیاسی سپاه که بنا به جایگاه به اخبار و اسناد دست اولی دسترسی دارند نسبت به آنها واکنش نشان می دهند؟ این کدامین ارواحند که دولت شکایت محور و شخص همیشه شاکی شما گریبان هیچ یک را نمی گیرید و به مردم معرفی نمی کنید! کدام روزنامه یا رسانه جرات دارد تکذیبیه های پرتعداد و ناشینه شما را منتشر نکند که می گویی تکذیبیه های مرا منتشر نمی کنند!؟در ثانی با چه رویی مدعی هستی کسی سخنانت را نقد نمی کند؟مگر دوستی با مردم اسرائیل و پایان اسلامگرایی که تا واکنش رهبری هم کشید نقد نبود؟ کدام نقد از استوارتر از سخن خداوند؟ اینکه قرآن یهود را دشمن می خواند و او از میان یهودیان غاصبینشان را دوست ایرانیان می خواند به چه نقدی نیاز دارد تا تو را به یک عرض پوزش وادارد؟ اگر ریگی در کفش نداری! کاری که تا کنون نکرده است؟حمایت ها از مشایی این تصویر را در برابر چشم قرار می دهد که گویی این دوست مردم اسرائیل همچون دوستانش فرزندان نازپرورد و لوس عرصه ای هستند که در آن قرار دارند. آن یکی فرزند نازپرورده جامعه بین الملل و این یکی نازپرورده ی احمدی نژاد ها و شجونی ها!

خدایا بگذار تا بگویم ، در همان جلسه میگویی "من نمي‌خواهم بگويم رئيس دفتر فردي به نام احمدي‌نژاد هستم" براستی فکر می کنی چه میزان از مردم ذره ای اعتبار برای شخص تو قایلند که برای سخنانت اصالت کلام قایلی؟ اگر تو در قامت رحیم اسفندیار مشایی سخن می گویی پس چرا قبل از آغاز بحثت از حمایت آقا از دولت و کوبیدن دولت سخن می گویی و انتقادات از خود را به مخالفان سیاسی نسبت می دهی؟

همچون اراجیفت در خصوص نوح(ع) می گویی " حضرت عيسي كجا مدير بود، حضرت عيسي كه از اينجا به آنجا فرار مي‌كرد ؟ " بماند که شخصیت تاریخی عیسی(ع) عقده ای است برای دوستانت در اسرائیل و همه یهودیان عالم و البته که یهودیان باید به این دلیل از عیسی (ع) دلگیر باشند  ولی اگر منظورت فشارها و ناملایمتها و عدم اقبال به عیسی در طول زندگی اوست پس مگر قرآن نخوانده ای که رسول تنها موظف به ابلاغ فرمان خداست و از نتیجه بدور است؟ نخوانده ای که به او میگوید " و ما علیک الاالبلاغ "؟ بر همان منبرها که به گفته خودت از 13 سالگی در پای آنی برایت نگفته اند که " انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر " ؟ حال قرآن خواندن پیش کش مگر آن ولی فقیهی که مدام دم از آن میزنی نگفته بود که " ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه؟"

 میگویی روز قدس با من مصاحبه نکرده اند! آیا این چندین سایت و خبرگزاری رسمی کشور که راه رفتنت و سخن گفتن را در همایشی خصوص منعکس می کنند نمی توانستند یک تصویر کوچک از حضور دشمن شکنت را ارائه دهند؟ اصلا سایتها به کنار وب سایت خودت فلج بود تا تصویر حضورت در راهپیمایی ضد اسرائیلی را بگذارد؟ نکند فکر میکنی با بچه طرفی؟یا همه مردم امثال شجونی هستند؟

چرا زمانی که در همان جلسه شعار مرگ بر اسرائیل سر می دادند بر و بر مردم را نگاه می کردی نکند دشمن آنجا لالت کرده بود یا این سکوتت را هم با فتوشاپ درست کرده بودند که در همراهی با جمع شعار مرگ بر اسرائیل را سرندادی؟

در محضر تو حج از شئون ولی فقیه نیست چون نماینده ولی فقیه از دولت در انتخابات حمایت نکرد! به همین دلیل راه خانه خدا را بستید!

کلام آخرم را به شجونی و شرکاء هدیه می کنم که نه شما نماینده افکار عمومی هستید و نه منتقدانی آشنا با انتقاد. برای من امثال تو مرده ای بیش نیستند!مردگانی که می خواهند تنها و تنها دستمال بر دست نجاست کاری های فکری همپاله ای شبیه خود را به دستمال حماقت پاک کنند ولی آیا نمی دانند که اولا مرده چون مرده است نمی تواند کاری انجام دهد و در ثانی نقص عقل مانع از آن می شود تا بفهمند کشیدن دستمال بر روی نجاست آن را گسترده تر می کند تا برطرف!

هر چند سال چشم به راه می مانم تا تمام سهمم از زندگی ، تمام دارایی ، عشق و امیدم از راه برسد و او نظری کند تا به دیدن بیت الهی چشم روشن کنم که این تمام هستی من است.سالهاست به میان مردم نمی روم حتی فامیل و خویشان را کم می بینم ولی با دیدن پارچه نوشته آمدن زایری از کعبه نمی دانم چرا اشک در چشمانم حلقه میزند. اینک شما جماعت مسلمان نما راه خانه خدا را بسته اید. فکر چشمهای کم سوی هزاران پیرمرد وپیرزنی را کرده ای که عمری را در لابه لای خوشه های شما به فقر زندگی گذراندند پس انداز نمودند تا مگر در پیرانه ی عمر یک بار طوافی از خانه خدا را به ذهن به یادگار ودیعه نهند ولی اکنون کاسه چشمان این خیل عظیم به مدد سیاستهای!!! تو و امثالت تو بایستی خاک گور را  به میزبانی نشیند؟

به خدای کعبه قسم به همان خدای در هم کوبنده ی ابرهه که تا آخرین قطره خونم ، تا آخرین نفس زندگیم ، تا آخرین ثانیه حیاتم با امثال شما خواهم جنگید و من همین جا به پاس تمام گناهان کرده ونکرده ام  وقفنامه زندگی ام را در مبارزه با اولاد یهود امضا می کنم.

از این هم بگذر ولی بگذار واضح بگویم در لیست مطالبات من و امثال من رسیدن به پاسخ چرایی سکوت نهادهای مدعی پاسداری از انقلاب ، نهادهای نظارتی ، قضایی و حتی خبر گذاریهایی که به خاطر یک کلمه تو عذر شرعی می آورند تا اطلاع رسانی نمایند و از همه مهمتر حوزه ها همچنان استوارتر از اعتقادشان به تو وجود دارد و باور کن که یقینا صحیح است که می فرماید: " الم یعلم بان الله یری؟ "

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 19:22  توسط نویسای موظف  | 

اعمال حذفیات در انعکاس سخنان آیت الله خامنه ای در اجلاس غزه از سوی سایت ایشان

اعمال حذفیات در انعکاس سخنان آیت الله خامنه ای در اجلاس غزه از سوی سایت ایشان

به گمانم سخنان آیه الله خامنه ای رهبری انقلاب اسلامی را میتوان یکی از بی نظیر ترین  تحلیلهای تاریخ  معاصر پیرامون معضل اسرائیل و چگونگی مواجه با آن نامید.

 ایشان در تحلیل چگونگی برخورد اسرائیل با حکومت خودگردان اشاره کردند:" محاصره‌ی مرحوم ياسرعرفات در ساختمان مديريتش در رام‌الله و انواع تحقير و تذليل او حادثه‌ای نيست كه فراموش شود.  "

ولی در کمال تعجب در انعکاس خبری اين سخنراني توسط سایت khamenei.ir که مسئولیت حفظ و نشر آثار ايشان  را نیز برعهده دارد با حذف کلمه مرحوم از عبارت مرحوم یاسر عرفات مواجهیم!این سایت اینگونه این بخش از سخنان ایشان را انعکاس داده است:
"محاصره‌ی ياسر عرفات در ساختمان مديريتش در رام‌الله و انواع تحقير و تذليل او حادثه‌ای نيست كه فراموش شود."

برای درک بهتر موضوع به اين تصويرکه از همان سایت گرفته ام  نگاه کنید:

 تصوير سايت دفتر حفظ و نشر آثار آيه الله خامنه اي

والبته میتوانید لینک صوتی سخنان ایشان در کنفرانس غزه را از اینجا دریافت کنید(برای مقایسه متن با اصل سخنان به دقایق 12:25 رجوع کنید)

به احتمال قوی این حذف از سوی تایپیست بایستی سهوی باشد زیرا که نسخه صوتی و حتی تصویری سخنرانی ایشان در همان سایت و همان صفحه وجود دارد ولی اگر حتی یک درصد مسئول محترم بنا به سلیقه شخصی اقدام به حذف نموده است جای پیگیری و برخورد دارد زیرا در این صورت این سوال پیش می آید که براستی این حذف به چه دلیلی انجام شده است؟

اگر مقصود از حذف واژه مرحوم از عبارت "مرحوم عرفات" اشاره به مدیریت ضعیف وی در مساله فلسطین است،این مسئول باید بداند وی به هیچ وجه حق ندارد تمایلات شخصی خود را با دست بردن در سخنان رهبری ایران بیان نماید،چرا که یقینا آیه الله خامنه ای دقت فراوانی در تنظیم سخنان خود در آن اجلاس بین المللی بکار برده اند و مخصوصا اشاره ایشان به عرفات با دقت خاصی صورت گرفته است.

گرچه تغییرات دیگری هم در متن منتشر شده از سخنرانی ایشان در اجلاس غزه توسط سایت ایشان وجود دارد ولی این تغییرات همچون آوردن کلمه "عزوجل" یا "عز من قایل" یا ....پس از نام خداوند است که بار سیاسی ندارد و بیشتر ویرایش فنی و ادبی محسوب میشود ولی حذف کلمه مرحوم از ابتدای عبارت "مرحوم عرفات" بوجود آورنده بار سیاسی خاص میباشد که به همین دلیل حساسیت بیشتر مسئولان سایت فوق را میطلبد.

ای کاش سخنان معظم له بی تغییر حتی ادبی در اختیار مخاطبان قرار گیرد تا اطمینان به امانت داری سایت ایشان تقویت شود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 19:35  توسط نویسای موظف  | 

چه مسئله بسیار مهمی باعث تغییر نام خانوادگی احمدی نژاد شده است؟(+عکس)

به این لینک نگاه کنید:

تصویر شناسنامه احمدی نژاد در انتخابات مجلس هشتم است که در بالاترین لینک آن را دیدم.به صفحه توضیحات دقت کنید.من نتوانستم کامل بخوانم ولی کاملا معلوم است احمدی نژاد فامیل اصلی و ابتدایی او نیست.با این حال دو سوال پیش میآید:

۱-نام خانوادگی اصلی او چیست؟

۲-چرا این نام را تغییر داده است؟

------------------------------------------------------------------------------------

بعد التحریر:

*برخی دوستان اشاره کردند چرا از خود تصویر مستقیما در صفحه اول استفاده نشده که در توضیح باید عرض کنم دلیلش این بود که عکس مال من نیست و وبساتی که عکس روی اونه هیچ ارتباطی با این بلاگ نداره.

**حفظ کپی رایت را خواهانم و از سایتهای خبری و همه ی رسانه ها تقاضا مندم لین مرجع رو در سایت خود قرار بدهند.با این توضیح استفاده از این مطلب با ذکر مرجع بلامانع است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 2:45  توسط نویسای موظف  | 

حاشیه هایی پر رنگتر از متن:مذاهب اسلامی و اسناد وجودی

همیشه در این فکر بوده ام که چه دلیلی بر افضل بودن شیعه بر سنت ویا بلعکس وجود دارد؟اصلا چرا مالکی خود را افضل بر حنفی و شافعی میداند و حنبلی بر همه؟زیدیه چه چیز بیش از صوفیه ی علی شاهی دارد؟همه ی این مباحث آدمی را به یک سوال مهم و مهمترین نکته رهنمون میکند:اسناد مذاهب چیست؟آری اسناد.....
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 20:2  توسط نویسای موظف  | 

اسوه ی عدالت علی (ع):...به قاتلم تنها یک ضربت بزنید...مثله اش نکنید حتی اگر سگ باشد.

کاربری در بالاترین با شناسه entezare به صورت مداوم و پیاپی به صورتی مسخره کننده و توهین گونه اقدام به بیان بخشهایی از منابع شیعی کرده و بعد با ایراد نتیجه گیری یکسویه با انتساب مواردی دروغین مستقیم یا غیر مستقیم به اهل بیت و در واقع اعتقادات هم وطنان؟!خود توهین میکند.در آخرین پست خود تا این لحظه نیز تحت عنوان "چگونگی کشته شدن علی بن ابیطالب / اگر کشته شدم، او (ابن ملجم) را بكشيد و پس از آن جسدش را به آتش بسوزانيد"به ایراد یک دروغ تاریخی به خلیفه چهارم وامام اول شیعیان مبادرت ورزیده است.از آنجا که انتساب سوزاندن ابن ملجم به فرمان امام علی یک دروغ محض است تنها گوشه ای از نهج البلاغه را برای رد اظهارات او می آورم!

بخشی از نامه ۴۷نهج البلاغه:

اى فرزندان عبدالمطلب ، نبينم كه در خون مسلمانان فرو رفته باشيد و بانگ برآوريد كه ، اميرالمؤ منين كشته شد. بدانيد كه نبايد به قصاص خون من جز قاتلم كشته شود. بنگريد اگر من از اين ضربت كه او زده است كشته شوم شما نيز يك ضربت بر او زنيد. اعضايش را مبريد، كه من از رسول الله (صلى الله عليه و آله ) شنيدم كه فرمود: بپرهيزيد از مثله كردن حتى اگر سگ گيرنده باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:39  توسط نویسای موظف  | 

نمایشی از بی اطلاعی غرب از جغرافیای خاورمیانه!

داشتم خبری با این عنوان"نمایش پنج فیلم ایرانی در اسرائیل؛ «کنجکاوی در باره دشمن ناشناخته»" رادر رادیو فردا می خواندم که نکته ای توجهم رو جلب کرد نوسینده خبر از قول روزنامه واشنگتن پست اینگونه نوشته:

"نویسنده «واشینگتن پست» در بخش پایانی مطلب خود می نویسد: با وجود تمامی این دشمنی ها و شعارهای تند و تیز سیاسی بسیاری از مردم اسرائیل، کشور ایران را دشمن تاریخی و یا رقیب و دشمن طبیعی خود نمی دانند. حقیقت این است که دو کشور ایران و اسرائیل هیچگاه اختلاف مرزی نداشته اند."

یکی نیست به این بابا( نویسنده واشنگتن) پست بگه آخه تو هم نقشه رو نگاه کردی اصلا چه جوری ایران و اسرائیل میتونن با هم اختلاف مرزی داشته باشند که تو میگی ایران و اسرائیل با هم اختلاف مرزی ندارند.گویا نویسنده محترم نمی دونه ایران و اسرائیل حدود چندین هزار کیلومتر با هم فاصله دارند!!!وهیچ مرز مشترکی اعم از زمینی یا دریایی یا هوایی ندارند که بخواد در اون اختلافی داشته باشند!!!!!

به نظرم تلاش واشنگتن پست برای نشان دادن عدم دشمنی مردم ایران با اسرائیل یک کم  مضحک شده!فقط خدا نکنه سطح اطلاع سیاست مدارای آمریکایی هم مثل فعالان رسانه ای اونها اینقدر ضعیف باشه!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 5:38  توسط نویسای موظف  | 

اولین پست من:مشایی نرفت ولی احمدی نژاد خواهد رفت

تا امروز در کمال حیرت و در اوج فشارهای مردمی هنوز احمدی نژاد تن به برکناری مشایی نداده است.خودکامگی و خود رایی رییس جمهوری که مدام دم از تعهد به علما و قبول انتقادات میزند آنجا که دهها خطیب جمعه،نماینده مجلس،کارشناسان مستقل و غیر مستقل و حتی طرفدارن افراطی وچشم و گوش بسته او در خواست برکناری یا استعفای مشایی را میدهند معلوم میشود.

به هر حال فکر میکنم این فریاد در گلو مانده خیلی هاست خطاب به رییس جمهور!که:اگر مشایی نرود تو خواهی رفت،اگر او کنار نرود تو را کنار خواهیم زد.مطمئن باش!

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 17:20  توسط نویسای موظف  |